اتو و اتوکشیده‌ها

توضیح عکس: میز اتوی جدید، اتوی جهیزیه‌ی من، یک اتوی بخار ناسیونال ژاپنی و قرمز رنگ بود. مادرم خودش میز اتو نداشت اما برای جهیزیه‌ی من یکی گرفت و برای آن رویه تیکه‌دوزی شده دوخت، از این میزهای کوتاه که باید نشسته اتو کرد، منم چون به میز اتو عادت نداشتم، کم کم میز را کنار گذاشتم. پیش از ازدواج وسایل اتو شامل یک زیر اتویی بود، یک زیراتویی که با استفاده از ملافه‌های قدیمی که روی هم می‌گذاشتند و به هم می‌دوختند، مثل منطق دستگیره. بعد رو آنها را یک رویه از پارچه‌ی سفید تا گلدار می‌کشیدند و روی آن اتو می‌زدیم. منتها به نظر می‌رسد برای جهیزیه وسیله‌ی شیکی نبود و به من ندادند. اما از آنجاییکه به نظرم کار با زیراتویی به دلیل اندازه‌ی بزرگ‌تر آن راحت‌تر بود، میز اتو کنار رفت و به کسی دادم و از همان زیراتویی‌ها برایم درست کردند.

البته به‌نظر میاد که با زیراتویی نمی‌شود هر چیزی را اتو کرد، مثل لباس‌های چین‌دار، اما این هم راه حل داشت. از کوسن‌هایی که مثل متکا بودند در داخل لباس استفاده می‌شد تا چروک‌ها صاف شوند. دیده شده که حتی خیاط‌های حرفه‌ای هم از بالشتک‌های مختلف برای اتو استفاده می‌کنند. اتو بخار مراقبت خودش را داشت، اینکه همیشه باید از آب جوشیده در داخل آن استفاده می‌شد تا جرم نگیرد. شنیده ام که برفک‌های یخچال که آب می‌شوند مناسب هستند و یا استفاده از آبی که از کولر گازی چکه می‌کند حکم آب مقطر را دارد. آب جوشیده نشده، به خصوص در جاهایی که رسوب آب بالاست، فاتحه‌ی اتو را می‌خواند. یک بار عجله‌ای از شیر آب داخل اتو ریختم تا مدت‌ها جرم و گچ پس می‌داد. یادم است که حدود اوایل دهه‌ی ۸۰، رویه‌های نسوزی برای اتو به اندازه‌ی کف آن به بازار آمد که هم پارچه به اتو نچسبد و هم اگر کف اتو خراب شده باشد، دوباره روان و نو شود.

من حدود ۲۰ سال از اتوی جهیزیه‌ام استفاده کردم. کف آن تفلون و فلزی بود و قسمت‌های دیگر آن از پلاستیک. آبی که داخل آن ریخته می‌شد قابل دیدن بود. بعد از این سال‌ها استفاده، سه سال پیش یک اتوی دیگر خریدم که خیلی شبیه قبلی است. دیده بودم که اتوی پرس هم برای مصرف خانگی وارد بازار شده اما نگرفتم چون در خانه جاگیر است. هنوز با زیراتویی قدیمی ام کار می‌کردم تا حدود ۶ ماه پیش که یک میز اتوی جدید گرفتم. این میز اتوهای جدید در نگاه اول شبیه میز اتو نیست. مانند یک کمد کوچک است که داخل آن را به جای کشو سبدهای حصیری گذاشته اند. همین سبدهای و پارچه‌ی شادی که برای رویه‌ی و داخل سبدها استفاده شده، حال و هوای خیلی قشنگی به این میز داده است. البته فقط زیبایی آن نیست، بلکه کارایی آن هم خوب است. برای اولین بار خود اتو و وسایل کناری آن جا و مکان پیدا کردند ضمن اینکه بعد دکوراتیو هم دارد. وقتی گوشه‌ی اتاق است در نگاه اول مشخص نیست که یک میز اتوست. مدل این میزها طوری است که هم ایستاده می‌توان اتو کرد و هم صندلی کنار آن گذاشت که من ایستاده راحت‌تر هستم. البته وقتی خریدم دلم سوخت که چرا این وسیله تولید داخل نیست. هیچ تکنولوژی خاصی ندارد. از هیچ لولایی استفاده نشده و سبدها داخل یک فضا جا گرفته‌اند. اصلا هم جنس ویژه‌ای ندارد و از تخته سه‌لای معمولی درست شده است. دیده‌ام که بسیاری از خانم‌ها بخصوص در خانه‌های کوچک امروزی از اّپن آشپزخانه به جای میز اتو استفاده می‌کنند.

اتوی جهیزیه را در یکی از کمدهای خانه که طبقه‌بندی داشت گذاشته بودم. در یکی از طبقات بقچه‌ها بود و کنار آن اتو را قرار می‌داد. یادم است که مامانم از روی یکی الگوی خارجی برای اتو یک جااتویی دوخت که بسیار هم زیبا بود. به‌طوریکه می‌شد اتو را مثل حالت دکوری از توی کمد خارج کرد و در اتاق گذاشت که دیده شود. ضمن اینکه برای اتوهایی که سیم جمع‌کن ندارد، این امکان را می‌داد که اتو کمتر جا بگیرد و ولو نباشد. جنسش از پارچه‌هایی است که خودشان پشم‌شیشه دارند و برای همین محافظ اتو هم هست. خودش سفید است و با تیترون‌های رنگی برای تزئین آن استفاده شده است.

البته باید در نظر داشت که این رویه‌های وسایل که به آنها فیله هم می‌گویند فقط برای محافظت یک شیء یا وسیله‌ی برقی نبود. در اغلب مواقع روی آن گلدوزی می‌شد. مثلا برای جهیزیه‌ی من حدود یک ماه مادرم مشغول دوختن همین رویه‌ها بود، و عقیده داشت که گلدوزی از مد افتاده و از تیکه‌دوزی برای تزئین این رویه‌ها استفاده کرد. یادم است که ژورنال تیکه‌دوزی از ژاپن برایش رسیده بود که تیکه‌دوزی‌های فانتزی داشت و مامانم از بیشتر آنها استفاده کرد. برای رویه‌ی میز اتو، وسایل برقی و حتی داخل کابینت‌ها که وقتی در کابینت باز می‌شد، قابل دیدن بود. حتی روی چیزهایی می‌کشیدند که لزوما ضرورتی نداشت. نقش هنری بیشتر داشت. خاطرم هست که مادربزرگم عقیده داشت برای جهیزیه بخشی را خریداری می‌کنند که پدر عروس پول می‌دهد، پس نقش مادر در اینجا این است که هنر خود را نشان دهد و این رویه‌ها امکان هنرآفرینی برای زنان هنرمند را می‌دادند. البته بخشی قطعا کاربردی هم بود. مثلا از گرد و خاک نشستن روی شیء جلوگیری می‌کرد اما همگی این‌طور نبودند.

یک زمانی این وسایل دست دوز، خلاقیت زن خانه‌دار را نشان می‌داد و در عین حال به خانه تنوع می‌بخشید. اینکه با هزینه‌ی کم وقتی اسباب سمارو، مثل روقوری، دستگیره و غیره عوض می‌شود، کلا آشپزخانه شکل دیگری به خود می‌گیرد. چیزی که با تاکید به آن «زنیت» می‌گفتند.

از اتو برای صاف کردن لباس، رومیزی و گاهی پرده استفاده می‌کنم، یا برای چسباندن لایی چسب موقع خیاطی از آن استفاده می‌شود. دیدم که بعضی برای ضدعفونی کردن لباس زیر هم از آن استفاده می‌کنند که برای من این کاربرد را ندارد چون به این کار خیلی اعتقاد ندارم. نود درصد لباس‌هایی که اتو می‌کنیم لباس‌های شوهرم است چون شلوار و پیراهن مردانه را حتما باید اتو کرد. لباس‌های خود و دخترم به خاطر جنس لباس‌ها، کمتر اتو می‌خواهد مگر مانتوهای نخی که وقتی شسته می‌شوند چروک هستند.همسرم با لباس‌های جدید که اتو نمی‌خواهد کنار نیامده و دوست دارد به سیستم گذشته پیراهن مردانه و شلوار پارچه‌ای مردانه بپوشد. مثلا شاید سالی یک بار آن هم در سفر، شلوار جین به پا کند. لباس‌های تو خانه را هم کم پیش می‌آید اتو کنم. البته به نوع آویزان کردن لباس‌های خیس خیلی ربط دارد. وقتی لباس خیس را محکم چند بار تکان دهی و صاف روی بندرخت پهن کنی، اتو نمی‌خواهد. یکبار عید پرده‌ی اتاق دخترم را شسته بودم که نخی است و چروک شده بود و تصمیم داشتم بعد از خشک شدن اتو کنم، مادرم گفت که کافی است آن را صاف صاف روی بند رخت پهن کنی. خودش هم مرتب می‌رفت و با دست روی آن می‌کشید تا در همان حالی که نمدار است صاف شود و درنهایت آن پرده اصلا به اتو نیاز نداشت. یا یکبار دیگر هم به من گفت چرا در زمستان که شوهرت روی پیراهن‌های مردانه‌اش پولور می‌پوشد، همه‌ی پیراهن را تو می‌زنی؟ فقط اتو کردن یقه‌ی پیراهن کافیست، که کاملا درست می‌گفت.

لباس‌هایی که اتو نمی‌کنم بیشتر به خاطر جنس آن است که چروک نمی‌شود اگر نه از نظر من لباس چروک نوعی شلختگی است. البته بچه‌های نوجوان امروزی این نظر را ندارند و برخی از لباس‌های چروک مد هستند. یک سری تکنیک هم برای چروک نشدن لباس هست که همان تکان دادن محکم لباس است که صدایی مثل شلاق می‌داد که دیدم نسل قبلی بیشتر این تکنیک‌ها را بلد هستند. البته جنس لباس‌ها هم در سال‌های اخیر تغییر کرده و الیاف مصنوعی چروکی کمتری دارند یا اصلا چروک نمی‌شوند که گفته می‌شود چندان هم با پوست سازگار نیستند. گاهی از اتو برای خشک کردن فوری یک لباس استفاده می‌کنم به این دلیل که آفتاب نداریم که لباس‌ها را سریع خشک کند. لباس در آفتاب ظرف چند دقیقه خشک می‌شود اما روی این بندرخت‌های فلزی که در خانه داریم تقریبا یک روز طول می‌کشد تا خشک شود.

پدرم تعریف می‌کرد در نوجوانی‌اش برای لباس بچه‌ها از اتو استفاده نمی‌شد و چون دوست داشته که شلوار صاف بپوشد، آن را نمدار می‌کرده و زیر تشک خوابیدنش می‌گذاشته که تا صبح صاف شود و خط بیفتد. یا از کتری داغ برای اتو کردن استفاده می‌کردند. زمانی که بچه بودم، در منزل خاله‌ام اتوی معمولی دیدم که اتو بخار نبود. مادر من چون خیاطی می‌کرد همیشه این ابزار را به روز داشت و اتویش اتو بخار بود. البته از اینکه به لباس آب می‌پاشیدند و بعد اتو می‌کردند خیلی خوشم آمد و به نظرم جذاب آمد.

کت‌های مردانه و پالتو را به خشکشویی می‌دهیم، یا یکی دو تا از شلوارهای مردانه‌ی همسرم که جنس ابریشم دارد و چروکش با اتوی خانه هم صاف نمی‌شود. البته بعضی از برندهای لباس مردانه تاکید کرده‌اند که همه‌ی لباس‌هایشان برای شستشو به خشکشویی داده شود و حتی تعیین کرده‌اند که کدام خشکشویی مد نظرشان است. یک حوله‌ی لباسی دارم که بلند و سنگین است که با ماشین لباسشویی خانه قابل شستن نیست و آن را هم به خشکشویی می‌دهم. دو سال یکبار هم بعضی از لحاف‌های خانه را برای شستن به خشکشویی می‌سپارم.

اتوهای جدید تکنولوژی‌های خوبی دارند. مثلا اگر چند ثانیه روی لباس بی‌حرکت بمانند، خاموش می‌شوند. و یا اگر ایستاده گذاشته شده و به برق باشند و از تکان داده نشوند، بعد از چند دقیقه خاموش می‌شوند. فرض کنید که اتو به برق باشد و فراموش کنیم که آن را از برق بکشیم، با این تکنولوژی مشکلی پیش نمی‌آید. البته اتو وسیله‌ی خطرناکی است بخصوص وقتی بچه‌ها کوچک هستند. هر زمانی نمی‌‌شود آن را پهن کرد. معمولا وقتی بچه‌ها نبودند با خواب بودند اتو می‌کردم. چون فقط فرایند اتو کردن نیست، زمان لازم است تا خود اتو هم خنک شود.

یادم است که وقتی دبیرستان می‌رفتم حتما شلوار و روپوش مدرسه را اتو می‌کردم و روی شلوار خط می‌انداختم. به قول معروف می‌گفتند «خط شلوار هندوانه قاچ می‌کرد». خط اتو به معنی مرتب بودن است، مثل اصطلاح «آدم اتو کشیده». کسی که لباسش خط اتو دارد رفتارش هم متفاوت است، حرف زدنش هم متفاوت است. انتظار نمی‌رود که خیلی شوخی کند. اتو کردن لباس‌های پارچه‌ای و خط انداختن نوعی رسمیت می‌دهد. مثل لباس‌های فرم در بانک‌ها، مهمانداران هواپیما و یا از این دست. الان هم روپوش مدرسه‌ی دخترم را اتو می‌کنم اما اصلا دوست ندارد که خط اتوی شلوار یا آستین داشته باشد. بعضی از لباس‌های نوجوان‌های امروز کاملا چروک است یا مثلا شلوار جین که به‌شدت رواج دارد، نیازی به اتو ندارد. بحث زمان هم هست که اتو کردن زمان‌بر است و معمولا کسانی که وقت کمی دارند و بسته به نوع کارشان از لباس‌هایی استفاده می‌کنند که کمتر اتو بخواهد. مساله‌ی دیگر این است که اتو جای خاصی ندارد و معمولا از نظرها پنهان است و دم دست نیست، اما اگر دم دست باشد و جای مشخص و حاضر آماده‌ای داشته باشد، بیشتر استفاده می‌شود.

از زمان‌هایی که اتو می‌کنم خوشم می‌آید چون فضای تنهایی به من می‌دهد که موسیقی گوش دهم. البته وقتی خیلی کار داشته باشم همسرم خودش می‌تواند لباس‌هایش را اتو کند.

سال ۷۹ یک اتو خریدم که بخار زیادی می‌داد و لباس را در وضعیت ایستاده اتو می‌کرد، یک اتوی سبک که جنس کف آن از تفلون نیست برای اتوی پرده خیلی مناسب است. اما اشکالی که دارد این است که خط اتو نمی‌اندازد و چون بیشتر لباس‌هایی که اتو می‌کنم به خط نیاز دارد، این اتو استفاده‌ی بسیار کمی برایم داشت.

اطلاع رسان شماره ۴ پژوهش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *