جامعه‌شناسی اقتصادی

ریچارد سوئدبرگ، مارک گرانووتر (۱۳۹۵) جامعه‌شناسی اقتصادی: ساخت اجتماعی و کنش اقتصادی، ترجمه علی‌اصغر سعیدی، نشر تیسا، ۵۴۰ صفحه/ کتاب حاضر نوشته ریچارد سوئدبرگ، یکی از کتاب‌های مهم در جامعه‌شناسی اقتصادی جدید محسوب می‌شود که در دهه‌ی ۸۰ میلادی با مقاله مارک گرانووتر متولد شد و بنابراین حوزه‌ی جدید در علوم اجتماعی به‌شمار می‌آید. سوئدبرگ در این کتاب اصول جامعه‌شناسی اقتصادی جدید را به‌دقت تشریح کرده است. او در سراسر فصول این کتاب میان اندیشه اقتصاد نئوکلاسیک و اقتصاد نهادگرایان جدید از یک سو و جامعه‌شناسی اقتصادی از سوی دیگر تمایز قائل شده و وجوه هر کدام را به دقت توضیح می‌دهد تا جایگاه جامعه‌شناسی اقتصادی جدید را در علم اقتصاد توضیح دهد.

نقطه اشتراک جامعه‌شناسی اقتصادی و مکاتب اقتصادی تلاش برای فهم بیشتر پدیده‌های اقتصادی است. برای فهم بهتر از جامعه‌شناسی اقتصادی نخست به مقایسه آن با علم اقتصاد رایج می‌پردازیم. یکی از محاسن این نوع مقایسه این است که تمایز و مرزهای معرفت‌شناسانه میان نظریه اقتصادی و جامعه‌شناسی اقتصادی روشن می‌شود. همچنین این کار باعث باز شدن گفت و گویی ثمربخش میان اقتصاددانان و جامعه‌شناسان اقتصادی خواهد شد و به آنها نشان خواهد داد با وجود اختلافاتی که بین خود دارند چگونه می‌توانند به‌وسیله اشتراکات خود با حفظ و رعایت مرزها به شناخت پدیده‌های اقتصادی نائل شوند. یکی از نکات مورد اختلاف در پارادایم‌های نظریه نئوکلاسیک و جامعه‌شناسی اقتصادی، مفهوم کنشگر است:

تقابل کنشگری که در صدد به حداکثر رساندن سود است و کنشگر اجتماعی جامعه‌شناسی اقتصادی که در سه نو کنشگر خلاصه می‌شود: ۱- خانوار، ۲- فرد و ۳- شرکت (بنگاه اقتصادی). بنگاه و خانوار در تحلیل مثل فرد هستند، چون بدون ساختارهای آن مورد توجه قرار گرفته‌اند. در اندیشه نئوکلاسیک‌ها، فعالیت‌های فرد در خانوار و بنگاه اقتصادی به واسطه مطالعه ماهیت آنها بررسی نمی‌شود. همچنبن با عنایت به توجه اقتصاد به کمبود منابع و اصل حداکثرسازی و تاثیر ترکیب این دو در بنگاه و خانوار، طیف انواع احتمالی کنش در مطالعات اقتصادی محدود می‌شود. در این پارادایم خانوارها، شرکت‌ها و بنگاه‌ها از هم جدا هستند و از طریق مکانیسم بازار و از راه خرید و فروش با هم تعامل می‌یابند. مساله فرد خاص یا کنشگر معینی که سود را حداکثر می‌کند زمینه جدی و متمایزی را برای تحلیل ایجاد می‌کند. برخی اقتصاددانان به این مساله اشاره کرده‌اند که تعامل‌های اندکی را می‌توان میان شرکت یا بنگاه‌ها و محیط زیستشان در چارچوب اندیشه نئوکلاسیک فرموله‌بندی کرد. اقتصاددانان برای مقابله با این مشکل، با پرورش مفاهیمی چون عوامل خارجی سعی کرده‌اند نشان دهند به تاثیر یا پیامدهای متغیرها نیز توجه دارند اما محاسبه‌ها را با فرض ثابت بودن آنها انجام می‌دهند.

در جامعه‌شناسی اقتصادی چنین مشکلاتی وجود ندارد، زیرا کنشگر در این حوزه مطالعاتی به عنوان فاعل اجتماعی مفهوم‌سازی می‌شود. این فرض که کنشگر اجتماعی فردی اجتماعی است پیامدهای چندی دارد که عبارت است از: ۱- کنشگر همیشه با سایر کنشگران در محیط اجتمعی ارتباط دارد ۲- طیف وسیعی از کنشگران و کنش‌ها را باید در مدل در نظر گرفت ۳- تناقض‌هایی در رفتار این کنشگران باید انتظار داشت.

در حالی که جامعه‌شناسی اقتصادی نه تنها دولت، بلکه سازمان‌های کارفرمایان، اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های مشابه را نیز در تحلیل خود به کار برده است و در نظر دارد. نتیجه آن است که جامعه‎شناسی اقتصادی مطالعه کنش اقتصادی را انجام می‌دهد که اجتماعی باشد، یعنی اینکه کنشگر در رفتاری که می‌کند رفتار سایر کنشگران را به حساب آورد. با توجه به اینکه جامعه‌شناسی اقتصادی برای تعداد زیادی از کنشگران اقتصادی که به صورت باز و یا بسته با هم در تعاملند، حساب باز می‌کند پس برای پذیرفتن پیچیده و متناقض بودن رفتار کنشگران در فشار است، بنابراین در بنگاه اقتصادی و خانوار تنها کنشگر اقتصادی نیست بلکه سایر کنشگران و ساختارهای حاکم بر کنشگران نیز وجود دارند که باید به تحلیل آنها بپردازد. در حالی که در علم اقتصاد رایج، بلکه در نهادگرایی اقتصادی نیز به ساختارهای حاکم و پیامد این ساختارها بر کنش اقتصادی توجه نمی‌شود.

جامعه‌شناسی به طور کلی به مفهوم کنشگران اجتماعی می‌پردازد اما آنچه جامعه‌شناسی اقتصادی را به طور اخص به بررسی این مفهوم می‌کشاند سازمان دادن به فرضیه‌هایی است تا از طریق آن بتواند راه‌های مختلفی را که کنشگران اجتماعی در واقعیت اجتماعی حک می‌شوند، نشان دهد. برای این کار بیشتر جامعه‌شناسان اقتصادی سعی می‌کنند مدل‌های خود را با نظریه‌های میان‌برد برای مطالعه یک واقعیت مشخص به استخدام درآورند.

کنش اقتصادی طبق اقتصاد نئوکلاسیک در فضای جداگانه خودش رخ می‌دهد. برخلاف اقتصاددانان کلاسیک، جامعه‌شناسی اقتصادی به نهادها و عوامل مداخله‌گر توجه بیشتری دارد. متفکران نئوکلاسیک توجهی به موارد خارج از نظام اقتصادی ندارند و علاقه اندکی به چگونگی درون‌زا شدن این موارد خارج از نظام اقتصادی درون‌زا نشان می‌دهند. مارک بلاخ می‌گوید نئوکلاسیک‌ها مرزهای اقتصاد را نشانه‌گذاری کرده و هر چیزی خارج از آن مرزها را رها می‌کنند. گمان رایج علم اقتصاد این است که نظام اقتصادی همه موارد را در خود دارد و لازم نیست مورد دیگری غیر از آن را بررسی کرد. آنها یک اقتدار برتر در نظام اقتصادی می‌بینند و اینکه جامعه باید خود را با آنچه اقتصاد طلب می‌کند انطباق دهد و نه برعکس. (برگرفته از مقدمه مترجم)

ریچارد سوئدبرگ جامعه‌شناس سوئدی و متولد سال ۱۹۴۸ است که از سال ۲۰۰۲ در دپارتمان جامعه‌شناسی داشگاه کورنل واقع در نیویورک کار می‌کند. تخصص او در زمینه‌ی جامعه‌شناسی اقتصادی و نظریه‌ی اجتماعی است. او در ژانویه ۲۰۱۶ دکترای افتخاری را از دانشکده‌ی علوم اجتماعی اوپسالا به دلیل پژوهشش در خصوص اینکه «چگونه می‌توان از کار مفید متفکران کلاسیک در فهم جامعه‌ی مدرن استفاده کرد» دریافت نمود.

فهرست مطالب

  • کنش اقتصادی و ساخت اجتماعی: مسئله حک‌شدگی، مارک گرانووتر
  • مقدمه: مسئله حک‌شدگی

ادراک بیش از حد اجتماعی‌شده و ادراک کمتر از حد اجتماعی‌شده از کنش انسانی در جامعه‌شناسی اقتصاد

حک‌شدگی، اعتماد و عمل سواستفاده در زندگی اقتصادی

مسئله بازارها و سلسله‌مراتب

  • فصل یک: جامعه‌شناسی اقتصادی در آرای جامعه‌شناسان کلاسیک

نقش منفعت در تحلیل اجتماعی

جامعه‌شناسی کلاسیک و پیشینیانش: الکسیس توکویل، کارل مارکس، ماکس وبر، امیل دورکیم، جورج زیمل

بعد از کلاسیک‌ها: جوزف شومپیتر، کارل پولانی، تالکوت پارسونز

  • فصل دوم: جامعه‌شناسی اقتصادی معاصر

مارک گرانووتر و حک‌شدگی

خدمت اول: استفاده از جامعه‌شناسی ساختاری و شبکه‌ها

خدمت دوم: استفاده از نظریه سازمانی

خدمت سوم: استفاده از جامعه‌شناسی فرهنگی

خدمت چهارم: ساخت سنتی مقایسه‌ای و تاریخی در جامعه‌شناسی اقتصادی

خدمت پنجم: جیمز کلمن و جامعه‌شناسی بر پایه منفعت

تحولات اخیر جامعه‌شناسی اقتصادی در اروپا

  • فصل سوم: سازمان اقتصادی

درباره سازمان اجتماعی اقتصاد

سرمایه‌داری

مناطق صنعتی

جهانی شدن

  • فصل چهارم: بنگاه‌ها

نظریه‌های اقتصادی درباره بنگاه

اقتصاد سازمانی

تحلیل هزینه مبادله

تظریه نمایندگی

چشم‌اندازهای دیگر در اقتصاد سازمانی

واکنش جامعه‌شناسان به اقتصاد سازمانی

نظریه‌های جامعه‌شناختی درباره بنگاه‌ها

ماکس وبر

جامعه‌شناسی صنعتی و جامعه‌شناسی کار

نظریه‌های سازمانی و جامعه‌شناسی بنگاه‌ها

  • فصل پنجم: رهیافت‌های اقتصادی و جامعه‌شناختی در مورد بازارها

نظر اقتصاددانان درباره بازار از منظر جامعه‌شناختی

بازار در اقتصاد سیاسی کلاسیک (از آدام اسمیت تا کارل مارکس)

انقلاب مارژنالیست‌ها: خلق مفهوم مدرن بازار

مکتب اتریش: بازار به مثابه فرایند

نقد کینز بر نظریه رایج بازارها

سازمان صنعتی و مفهوم ساخت بازار

توسعه بعد از جنگ در تحقیقات روی بازارها

دیدگاه جامعه‌شناسان درباره بازارها

نظر هریسون وایت درباره بازار

بازارها به مثابه شبکه

بازارها به مثابه اجزای میدان و حوزه‌ها (بوردیو و دیگران)

قیمت‌ها و تشکیل قیمت

  • فصل ششم: بازارها در تاریخ

نقطه شروع: بازارهای واقعی در تاریخ

بازارهای خارجی

بازارهای داخلی

بازارها برای تجار

بازارهای ملی

بازارهای عقلانی اولیه

بازارهای توده‌ای مدرن

بازارهای بین‌المللی

بازار پولی و سرمایه

بازارهای کار

  • فصل هفتم: سیاست و اقتصاد

دولت و نقش آن در اقتصاد

دولت در اقتصاد: نظر اقتصاددانان

موضوع دولت و اقتصاد در نظریه انتخاب عمومی و اقتصاد نهادی جدید

دولت در اقتصاد: نظر جامعه‌شناسان کلاسیک

درباره دولت و اقتصاد در جامعه‌شناسی اقتصادی جدید

جامعه‌شناسی مالی

پیشتازی جوزف شومپیتر: بحران دولت مالیاتی

جامعه‌شناسی مالی ماکس وبر

جامعه‌شناسی مالی امروز

هدایت اقتصاد توسط دولت

  • حقوق و اقتصاد

درباره حقوق و اقتصاد

وضع بنیان حقوقی برای سرمایه‌داری مدرن: قانون تجارت

نهادهای حقوقی کلیدی

تحقیقات جاری در جامعه‌شناسی اقتصادی

  • فصل نهم: فرهنگ و توسعه اقتصادی

مفهوم فرهنگ و اقتصاد

رهیافت ارزش‌ها به فرهنگ، رابطه ارزش‌ها با هنجارها

فرهنگ و توسعه اقتصادی

فرهنگ اقتصادی آمریکایی در اوایل قرن نوزدهم (توکویل)

فرهنگ، مذهب و اخلاق اقتصادی (ماکس وبر)

فرهنگ اقتصادی و نوسازی

  • فصل دهم: فرهنگ، اعتماد و مصرف

فرهنگ و اقتصاد در جامعه‌شناسی مدرن

فرهنگ و اعتماد در جامعه‌شناسی اقتصادی معاصر

فرهنگ مادی و مصرف

  • فصل یازدهم: جنسیت و اقتصاد

خانوار، جنسیت و اقتصاد- درباره منفعت خانواده

زنان، کار و پرداخت دستمزد- درباره منافع زنان

احساسات و اقتصاد

  • فصل دوازدهم: معمای گربه و پرسش‌های دیگر برای جامعه‌شناسی اقتصادی

مسئله نخست: حفره‌های ساختاری در جامعه‌شناسی اقتصادی

مسئله دوم: مفهوم منفعت و نقش آن در جامعه‌شناسی اقتصادی

مسئله سوم: نقش عینیت و بازاندیشی در جامعه‌شناسی اقتصادی

مسئله چهارم: آیا جامعه‌شناسی اقتصادی باید یک علم سیاست‌گذاری باشد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *