جامعه‌ی مرفه

شاید کتاب جامعه‌ی مرفه اثر جان کنت گالبرایت (۱۹۸۷ {۱۹۵۸}) بهترین نمونه از نقد لیبرال در سنت نهادگرایی آمریکا باشد. جامعه‌ی مرفه گالبرایت بیشتر موقعیت فاسدی را برجسته می‌کند که در اقتصاد غرب به وجود آمد و به «مشکل تولید» پایان داد اما درگیر مشکلات اساسی در بخش عمومی شد. آنها توانستند اشتغال‌زایی کرده و درآمد شهروندانشان را افزایش دهند، در نتیجه خطر فقری که جوامع پیشامدرن را تهدید می‌کرد (برای اکثر شهروندان) از بین رفت. با این‌ حال، ارزش‌های این «جامعه‌ی مرفه»، مشکل‌آفرین بود چرا که آنها بر ثروت خصوصی بیشتر از ثروت و کالای همگانی تأکید داشتند. جنبه‌ی طنز در جامعه‌ی مرفه این بود که به فراوانی عمومی (مدنی) منجر نشد و تنها مصرف‌کنندگان را به نیازهای جدیدی تشویق کرد که ضرورت آنها پرسش‌برانگیز بود. بنابراین بیشتر از آنکه به‌خاطرِ رفع گرسنگی، ایجاد سرپناه، احداث جاده‌های عالی و بیمارستان دولتی ایجاد رضایت کند موجب شد تا فعالیت‌های اقتصادی معاصر خواسته‌هایی را برای خودروهای جدید، لوکس و براق، پیراهن ابریشمی، وسایل آشپزخانه، مجلات پرزرق‌وبرق، نوشیدنی‌ها و غیره برآورده کنند. گالبرایت «اثر وابستگی» را تشخیص داد که در آن خواسته‌های جدید در فرایند تولید ایجاد شده‌اند که افراد را راضی می‌کند، یعنی تولیدکنندگان کالا قادرند تمایلات جدید را با مصرف‌کنندگان در هم بیامیزند. به‌طور معمول در دیدگاه گالبرایت، نظریه‌ی اقتصادی تمایلی به داوری ماهیت اخلاقیِ خواسته‌های مصرف‌کننده ندارد و اینکه آیا می‌توان این خواسته‌ها را به‌صورت ضروری و بیهوده طبقه‌بندی کرد یا خیر. گالبرایت بیش از هرچیزی می‌خواهد ما در نظر بگیریم آیا تمهیدات تولیدکنندگان برای کالاهای غیرضروری مصرف‌کننده یا کالاهای تجملاتی باید از دیدگاه اقتصادی و اجتماعی ارزشمند و قابل‌قبول در نظر گرفته شود یا خیر:
هماطور که یک جامعه به مرور مرفه می‌شود، خواسته‌ها نیز به مرور در فرایندی ایجاد می‌شوند که افراد را راضی کنند. این امر ممکن است به‌شکل منفعلانه‌ای عمل کند اما افزایش مصرف هم‌پای افزایش تولید، با پیشنهاد یا تقلید در جهت تأمین خواسته‌ها عمل می‌کند. انتظارات به‌همراه دستاوردها رشد می‌کند یا اینکه ممکن است تولیدکنندگان به‌شکل فعالانه‌ای بخواهند از طریق تبلیغات و فروشندگان، نیازهایی را ایجاد کنند. بنابراین خواسته‌ها به محصولات بستگی دارند… سطح بالاتری از تولید سطح بالایی از خواسته را ایجاد می‌کند که به سطح بالاتری از رضایت نیاز دارد (گالبرایت، ۱۹۸۷).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *