وحدت اشیا: هگل، کانت و ساختار ابژه

رابرت استرن (۱۳۹۷) وحدت اشیا: هگل، کانت و ساختار ابژه، ترجمه محمدمهدی اردبیلی، مهدی محمدی‌اصل، تهران: ققنوس، ۲۳۸ صفحه/ هدف اولیه‌ی این کتاب به دست دادن تفسیری از متافیزیک گئورگ ویلهلم فردریش هگل است. بنا بر این تفسیر، مضمون محوری متافیزیک هگل این است که نشان دهد ساختار اشیا اساساً به چه نحو کل‌گرایانه است: یعنی بنا دارد نشان دهد که این ابژه‌ها وحدتی دارند که به معنای دقیق کلمه نمی‌توان آن را به کثرتی از اجزای قائم به ذات تجزیه کرد که پیوند بیرون دارند.

این تفسیر در اصل محصول نگاه تفصیلی به آخرین فصل منطق هگل است، که شامل شرح وی از مقولات کلی، جزئی و فردی است. نشان خواهم داد که در آن‌جا درمی‌یابیم هگل شرحی از امر فردی به مثابه تمثل یک جوهر کلی به دست می‌دهد، که نمی‌توان آن را به کثری از اوصاف، ویژگی‌های حسی، یا تصورات بسیط تقلیل داد؛ لذا این شرح نشان داده است که امر فردی در مقام انسان، گل رز، یا هر چیز دیگری، به مثابه تمامیتی داده‌شده وجود دارد و وحدت امر فردی بدین وسیله تبیین شده است که تمثلی است از فلان و بهمان نوع.

برای استخراج دلالت‌های این الگوی متافیزیکی از ابژه، کوشیدم بر اهمیت موضع هگل در تقابل با موضع سلف بزرگ او یعنی ایمانوئل کانت تأکید کنم. یکی از ویژگی‌های محوری ایدئالیسم کانت این است که او از سنت تجربه‌گرایانه‌ی تلقی ابژه‌ها به مثابه اموری تقلیل‌چذیر به کثرتی از اوصاف حسی یا شهودها پیروی می‌کند در حالی که وحدت این کثرات ناشی از فعالیت تألیفی سوژه مداخله‌گر است. در مقابل، شرح هگل از ابژه به مثابه تجسم یک جوهر کلی او را قادر می‌سازد که نشان دهد ابژه وحدتی در خود (فی‌نفسه) دارد، بدون آن که الزاماً آگاهی تجربه‌کننده آن را «برگرفته» و تألیف کرده باشد. رویکرد کل‌گرایانه‌ی هگل در قبال ابژه، ضمن آن‌که بدین نحو ابژه را از سوژه آزاد می‌سازد واجد دلالت‌های فلسفی عمیقی است و نشان از شکافی میان ایدئالیسم سوبژکتیو و مطلق دارد.

من در سراسر این کتاب کوشیدم بر الگوی کل‌گرایانه‌ی هگل از ابژه به مثابه مضمون اصلی نظام فلسفی وی تأکید کنم و کوشیدم عمق و اهمیت این برداشت از اشیا را روشن سازم. در نتیجه، از خرده‌گیری‌های افراطی به هگل پرهیز کردم و از ناموجه بودن برخی از استدلال‌های چشم پوشیدم، با این هدف که، در عوض، تصویر کلی و ابعاد باشکوه دیدگاه متافیزیکی وی را برجسته سازم. حاصلی به هیچ وجه تلاشی در جهت رد یا «پشت سر گذاشتن» هگل یا چشمپوشی کامل از خطاهای او نیست، بلکه صرفاً تلاشی است در جهت فهم او و رعایت جانب انصاف در قبال فلسفه‌ی او. (به نقل از مقدمه نویسنده)

فهرست مطالب:

  • کانت و آموزه‌ی تألیف

اشیا، کیفیات و نسبت‌ها

انقلاب کپرنیکی کانت

تألیف و وحدت ابژه

تألیف و وحدت سوژه

  • هگل علیه کانت

نیاز به فلسفه

نقد هگل بر کانت

  • هستی‌شناسی و ساختار در منطق هگل

از پدیدارشناسی روح تا منطق

مفهوم، حکم و قیاس

الگوی ابژه به مثابه جوهر نوعی

  • وحدت و ساختار در فلسفه‌ی طبیعت هگل

طبیعت و ابژکتیویته

ساختار و طبیعت

رویکرد ارگانیک

طبیعت و وحدت

  • وحدت ابژه و وحدت سوژه

وحدت و تألیف

ایدئالیسم مطلق و سوبژکتیو

ایده‌ی مطلق و روح مطلق

نتیجه‌گیری

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *