چینی‌های صرفه‌جو

امروزه کمتر رفتار انسانی وجود دارد که در قالب مصرف‌گرایی قرار نگیرد، به عبارت دیگر خرید کالاها چیزی فراتر از نیازهای ضروری زندگی است. گسترش جغرافیایی این پدیده از ادیان مسیحی بزرگ فراتر رفته است. البته دلیل نمی‌شود جاذبه‌ی غیرقابل‌انکاری که مصرف برای افراد داشته است موجب شود حملات مکرر به این پدیده را فراموش کنیم. اگر به کشورهای غربی نگاه کنیم می‌بینیم که در گذشته اخلاق‌گرایان از بیمایگی آن افسوس خورده‌اند در حالی که تازه به دوران رسیده‌ها از این مسأله اظهار تأسف می‌کنند که عملکردهای جدید مصرفی مرزهای طبقاتی را مخدوش کرده است. امروزه طرفداران محیط‌زیست اثرات مصرف بر اکوسیستم را محکوم می‌کنند. مصرف‌گرایی در جایی دیگر با عنوان تأثیر مخرب بر فرهنگ و ارزش‌های محلی رد شده است، مانند خصومت آشکار ملی‌گرایان ژاپنی در ابتدای قرن یا اخیراً سرزنش شدید آیت اله خمینی علیه مصرف‌گرایی غربی.

در میان تصاویر اپینال[۱] که توسط غربی‌ها جمع‌آوری شده تا چین این کشور ناشناخته را بهتر بشناسند، کشوری دیده می‌شود که در مسیر اجباری مصرف‌گرایی قرار گرفته است. اما اگر به داده‌های جمع‌آوری‌شده نگاه کنیم، آنچه قابل‌توجه است، صرفه‌جویی مفرط چینی‌هاست: مصرف خصوصی (مصرف خانوارها) تنها ۳۷ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل داده است، درصدی که در ایالات متحده کمتر از ۷۱ درصد و در فرانسه کمتر از ۵۸ درصد نیست، حتی این عدد در هند به‌عنوان کشوری که سطح توسعه‌ی قابل‌مقایسه‌ای دارد، ۵۷ درصد است.

از نظر متخصصان چینی، این وضعیت نمی‌تواند دائمی باشد. بحران مالی رشد اقتصادی ایالات متحده را متزلزل کرده است و این کشور مقصد اصلی صادرات کالاهای چینی است و چین از شکنندگی این مدل توسعه آگاه است که از مصرف خانگی فاصله می‌گیرد تا بیش از حد به بازارهای خارجی وابستگی شود. بنا بر شهادت مدیران این کشور، زمان آن است که استراتژی اقتصادی در چین مجدداً متعادل شده و بر تقاضای خانوارها متمرکز شود. این چشم‌اندازی است که متخصصان اقتصاد جهانی آن ‌را تحسین می‌کنند چرا که این رویکرد به از بین بردن مازاد تجاری چین و به‌طور سیستماتیک کسری بودجه‌ی کشورهای غربی کمک می‌کند. با این حال همانطور که مؤسسه مک‌کنزی اشاره می‌کند، مسیر دستیابی به این روند ممکن است طولانی باشد.

ناتوانی چینی‌ها در مصرف را با عوامل مهم دیگری نیز می‌توان توضیح داد. اگر چینی‌ها کم مصرف می‌کنند، عمدتاً به این دلیل است که بسیار پس‌انداز می‌کنند (تقریباً ۲۵ درصد درآمدشان). با توجه به سیستم تأمین اجتماعی ناکافی که میلیون‌ها نفر از آن محروم هستند، مجبورند پس‌انداز کنند، همچنین به‌دلیل هزینه‌ی تحصیلات تکمیلی، چرا که از هر ده خانواده‌ی چینی، نه نفر این هزینه را برای فرزندانشان اختصاص می‌دهند. چینی‌ها برای روز مبادا پس‌انداز می‌کنند تا بتوانند هنگام بروز مشکل از خانواده حمایت کنند یا بتوانند در زمان مناسب فرزندانشان را به دانشگاه بفرستند. یکی دیگر از دلایل کم مصرف کردن چینی‌ها این است که بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۷ که اقتصاد کشورشان پررونق بود، سهم خانوار از درآمد ملی ۲۲ درصد کاهش یافت که این را می‌توان به‌طور خاص با دستمزدهایی که مستمر پایین بود توضیح داد. دلیل آخر اینکه؛ اعتبارات مصرفی هنوز توسعه نیافته است. البته همه‌چیز در این زمینه تغییر می‌کند همانطور که شواهد نشان می‌دهد کارت‌های اعتباری از ۳ میلیون عدد در سال ۲۰۰۳ به ۱۲۸ میلیون در سال ۲۰۰۸ رسیده است! بنابراین می‌توانیم مطمئن باشیم که اگر موانع در دهه‌های آتی رفع شود، چینی‌های نیز به جامعه‌ی مصرفی جهانی خواهند پیوست

[۱] Épinal

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *