چرا اشیا را مطالعه می‌کنیم؟

چرا اشیا را مطالعه می‌کنیم؟ یا به عبارت دیگر، از اشیا چه چیزی یاد می‌گیریم که نمی‌توانیم آن را در بین متون پیدا کنیم؟ پاسخ ساده‌ای به پرسش‌ها وجود ندارد اما خواهیم دید اشیا در همه‌جا حضور دارند.

از زمان ظهور بشر، زنان و مردان در محاصره‌ی اشیا مادی بوده‌اند، برخی از این‌ها ارزش کاربردی داشته (ابزار، وسایل، لباس و غیره) و برخی دیگر دارای ویژگی‌های زیباشناختی یا تزینی هستند (مثل آثار هنری). امروزه بسیاری از افراد و همه‌ی جوامع درگیر خرید و جمع‌آوری اشیا مادی هستند تا حدی که مسئله‌ی بعضی از افراد تأثیر چنین رفتارهای فراگیری بر پایداری کره زمین است. به‌طور خلاصه از شما می‌خواهم به یک شیء به شیوه‌ای مشابه فکر کنید. اما برای شروع و برای اینکه نشان دهم چقدر سرمایه‌گذاری روی اشیا اهمیت دارد، از شیئی آغاز می‌کنم که معنای شخصی برایم دارد.

یک تکه بتن شکسته

در ظاهر،  شیء من از نظر کارایی و زیبایی ارزش چندانی ندارد و در حال حاضر در گوشه توالت و کنار سیفون جایی را اشغال کرده است و اگر بد نباشد می‌خواهم بگویم با گذر زمان آسیب هم دیده و آنچه ابتدا یک تکه بتن رنگ‌شده با اسپری بود، امروزه به سه تکه تبدیل شده که بزرگترین آن ۴ در ۴ اینچ است. این قطعه ظاهراً به درد نخور، معنای بزرگی در سطح جهانی و شخصی برایم دارد. در واقع این تکه‌ای از دیوار برلین است که در سال ۱۹۸۹ تخریب شد و احتمالاً یکی از مهمترین وقایع اواخر قرن بیست را نشان می‌دهد. بنابراین این اثر باستانی بسیار مهمی است که به آن افتخار می‌کنم.

اشیایی مانند این معنایی فراتر از اجزای تشکیل‌دهنده‌شان دارند (در این مورد خرده سنگ رنگی که فقط به درد زباله می‌خورد). به‌عنوان مورخ و کسی که دغدغه‌ی حقوق شهروندی در اروپا را دارد، این تکه بتن، معنا و ارتباط عظیمی را به دوش می‌کشد و یادآور نمادین از یکی از مهمترین وقایع در دوران زندگی من است. این محصول تخریب جمعی یا بت‌شکنی مردمی است، وجودش برای افراد و ملت‌های مظلوم، بازنمای پیروزی است، همچنین مردم بدبخت در جهان که در معرض ظلم و ستم هستند را دائماً یادآوری می‌کند. در آینده تصمیم دارم از این قطعات نمایشگاه برپا کنم هرچند که تا اندازه‌ای سبک افسرده‌کننده‌ای به‌نظر می‌رسد. در واقع آگاهانه می‌خوام طنین نقش موزه‌ی مدرن باشم.

این قطعات معنای دیگری نیز برایم دارند. این تکه بتن در سال ۱۹۹۰ به‌عنوان هدیه عروسی به من داده شد که برایم یادآور مهمترین و بهترین اتفاق زندگی‌ام است. به‌عنوان هدیه، من را به یاد هدیه‌دهنده می‌اندازد، دوستی که در برلین پیش از سقوط دیوار دیدم و یکی از اعضای نزدیک خانواده‌ی ما شد.

در نهایت اگر بخواهم می‌توانم آن را بفروشم چون ارزش مادی دارد. یکی از طنزهای مهم از تخریب فیزیکی دیوار برلین و نتیجه فروپاشی کمونیسم شوروری در اروپای غربی در این واقعیت نهفته است که پس از چند روز از این وقایع مهم، قطعات دیوار به بازار راه یافت  و در سراسر دنیا به فروش رفت. امروزه قطعه‌ی کوچکی از دیوار به اندازه‌ی آنچه من دارم در فضای مجازی بین ۴۰ تا ۵۰ یورو به فروش می‌رسد. در جاهای دیگر، شرکت‌ها به تبلیغ قطعات دیوار می‌پردازند و آن را جزو لوازم فرعی منحصربه‌فرد می‌دانند و برای تزئین دفاتر مرکزی از آن استفاده می‌کنند، هم به‌عنوان سرمایه‌گذاری و هم به‌عنوان پاداشی برای شرکت‌کنندگان فعال که در شکستن موانع در فضای کاری کمک کرده‌اند.

مطالعه‌ی اشیا

مطالعه‌ی اشیا حوزه‌ی تازه‌ای در پژوهش علمی ایجاد کرد که به مطالعات فرهنگ مادی شناخته شده است. دانشجویان فرهنگ مادی در پی فهم جوامع در گذشته و حال از طریف مطالعه دقیق و مشاهده اشیا مادی هستند که در آن جوامع عمومیت دارند. منابع مادی در این مطالعات گسترده است و نه‌تنها شامل مصنوعات ساخت دست بشر می‌شود بلکه اشیا طبیعی و حتی بخش‌های بدن انسان را دربرگرفته است (مثل آنچه در فیلم «مواجهه با بدن» مشاهده می‌شود).

برخی متخصصان حوزه‌ی مطالعات فرهنگ مادی مدعی برتری این حوزه هستند و البته در برخی رشته‌ها این برتری حاکم است. مثلاً اشیا در باستان‌شناسی نقش مهمی دارد، به‌ویژه در در شرایطی که شواهد مکتوبی وجود نداشته باشد. در این موارد، دانشمندان برای فهم جوامع قدیم باید به اشیا اعتماد کنند. حتی وقتی اسناد کتبی موجود است اشیا فیزیکی به جا مانده از فرهنگ‌های نویسا گاهی برای بینش جدید به اینکه چگونه مردم زندگی و تفکر کرده‌اند کمک می‌کند، مانند باستان‌شناسی قرون وسطی و پس از آن. مورخان، باستان‌شناسان، انسان‌شناسان و دیگران در تحلیل اشیا فیزیکی به جا مانده از جوامع، هم در گذشته و هم امروز به ما یادآوری می‌کنند که اشیا برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارند. بودایی یا کاتولیک رومی، یادگاری مقدس از دین را با پروتستان یا آتئیست کاملاً متفاوت می‌بیند. ممکن است آنچه نیاکان‌مان پرستش می‌کردند را رد کنیم یا از آن متنفر باشیم. یکی از مزایای پذیرش این موقعیت نسبی (وقتی معنا به فرهنگ یا فرد ارتباط دارد) این است که حساسیت بیشتری نسبت به ماهیت چندفرهنگی دنیای مدرن داشته باشیم. ممکن است با عقاید و مذاهب دیگر موافق نباشیم اما دستکم می‌توانیم بفهمیم چرا به این شیوه فکر کرده و عمل کرده‌اند. البته کلمات نیز می‌توانند این اهداف را محقق کنند اما به‌نظر می‌رسد اشیا نقش ویژه‌ای در جوامع بشری و در تشدید فهم، هویت و تعلق داشته باشند.

چگونه فرهنگ مادی را مطالعه کنیم؟

نکته‌ی مهم اینکه کسانی که به مطالعه فرهنگ مادی علاقه دارند می‌توانند از مرزهای موجودی و رشته‌ای عبور کرده و در در مسیری کار کنند که ما به‌عنوان روش بین‌رشته‌ای توصیف می‌کنیم. در همان زمان، متخصصان حوزه‌های تخصصی رویکردها و بینش‌های متفاوتی برای مطالعه فرهنگ مادی معرفی می‌کنند. هدف ما در اینجا معرفی برخی از رویکردهای در دسترس‌تر به این حوزه‌ی پژوهشی است.

رویکردهای شیء محور

یکی از راه‌های رسیدن به این موضوع، اقتباس از کار مورخ هنر امریکایی برنارد هرمان، یکی از پیشگامان حوزه‌ی مطالعات فرهنگ مادی است. هرمان عقیده دارد که مطالعه‌ی اشیا به دو رویکرد متمایز اختصاص دارد که همپوشانی دارند (هرمان، ۱۹۹۲). در وهله‌ی نخست از رویکرد شیء محور سخن می‌گوید که تمرکز آن مطالعه بر خود شیء است. در اینجا لازم است به ویژگی‌های فیزیکی شیء توجه کنیم. توانایی توصیف شیء در صدر این رویکرد قرار دارد. سوالات متداول شامل این موارد است:

شیء از چه موادی ساخته شده و چگونه؟ اندازه، وزن، رنگ و بافت آن چگونه است؟ چگونه می‌توان طراحی آن را توصیف کرد یا ویژگی دکوراتیو آن را شرح داد؟ چه زمانی و به چه منظوری ساخته شده است؟ از ما خواسته می‌شود با تمرکز بر خود شیء به مادیت چیزها توجه کنیم یا به بیان مورخی به نام رابرت فریدل، به این واقعیت دقت کنیم که «هر چیزی از چیزی ساخته شده است و دلایلی برای استفاده از مواد خاص در اشیا وجود دارد» (فریدل، ۱۹۹۳). مثلاً دانشی از این نوع نقش مهمی برای باستان‌شناسان و مورخان هنر در تلاششان برای قرار دادن اشیا در دسته‌بندی یا گروه‌های بزرگتر یا در تشخیص کارهای هنرمندان منفرد یا جنبش‌های هنری دارد.

رویکردهای شیء‌نگر

هرمان در همان زمان شاخه دومی در مطالعات فرهنگ مادی شناسایی و آن را «شیءنگر» توصیف کرد. در اینجا تمرکز و تأکید بر فهم و چگونگی ارتباط اشیا با افراد و فرهنگ‌هایی است که آنها را می‌سازند و از آنها استفاده می‌کنند. به‌طور خاص، ایده‌های مربوط به زمینه‌سازی و عملکرد اهمیت دارند. همانطور که پیش از این گفتیم، معنای اشیا ممکن است در زمان و مکان تغییر کند. اشیا در غالب محصولات در زمان و مکان خاص، می‌توانند مطالب زیادی درباره‌ی جوامعی که در آن خلق شده‌اند بگویند. آنها اغلب به ما کمک می‌کنند تا ارزش‌ها و باورهای آن جوامع را بشناسیم. در ضمن لازم است یادآوری کنیم اشیا لزوماً «منفعل» نیستند بلکه می‌توانند نقش «فعال» داشته باشند و بیش از آنکه بازتابی از معنا باشند، آن را خلق کنند. به بیان دیگر، آنها اغلب نوعی قدرت و اقتدار را از خود بروز می‌دهند که فراتر از ویژگی مادی‌شان به‌عنوان اشیا ساخته شده از چوب و سنگ است. فراموش نکنید یکی از نخستین کارهایی که مردم در موقعیت انقلابی انجام می‌دهند، حمله و تخریب اشیا مادی است که بیشترین ارتباط را با رژیم یا دیکتاتوری سابق داشته‌اند. تخریب دیوار برلین یک نمونه بارز است. اخیراً تصاویر نمادین از حمله به مجسمه صدام حسین  در سال ۲۰۰۳، نمونه موثقی از اهمیت ارتباط اشیا در چنین موقعیت‌های است (که اتفاقاً تظاهرکنندگان در آن از شیء دیگری مانند کفش، برای نشان دادن نفرتشان نسبت به دیکتاتوری استفاده کردند). گاهی خشونت نسبت به اشیا توسط صاحبان قدرت اعمال می‌شود. مثلاً در سال ۲۰۰۱ طالبان در افغانستان از تخریب یکی از قدیمی‌ترین و باارزش‌ترین بقایای باستانی متعلق به بودای بامیان، سرمایه‌ی عظیمی ایجاد کرد. در اینجا انگیزه‌های مذهبی و سیاسی در هم آمیخته شد تا هتک حرمتی انجام شود که سراسر جهان را بهت‌زده کرد. هرچند این تخریب‌ها کار جدیدی نیست. در دوران اصلاحات پروتستان در قرن شانزدهم، بسیاری از اصلاح‌طلبان برای پاک کردن بقایای مادی (صلیب، مجسمه‌ها و غیره) از آنچه به‌عنوان باور دینی نادرست می‌دانستند، به چنین کارهایی دست زدند.

اشیا نیز مانند صاحبانشان زندگی‌های متعددی دارند. ممکن است این استعاره عجیب به‌نظر برسد چرا که واضح است اشیا بی‌جان مانند ما زندگی نکرده و نفس نمی‌کشند. اما اندیشیدن درباره اشیا به این روش، ذهن ما را روشن می‌کند. ممکن است به «شرح حال اشیا» یا «چرخه زندگی» آنها فکر کنید. اشیا نیز مانند ما تصور، طراحی و خلق شده‌اند. سپس از آنها استفاده، مصرف، قدردانی شده و در نهایت تخریب و تجزیه شده و می‌میرند (یا در مواردی زندگی دیگری به آنها داده شده و به موزه‌ها می‌روند). آنها نیز مانند ما در طی دوران وجودشان در معرض نیروهای بزرگتری در جهان قرار می‌گیرند که به شکل‌گیری سرنوشتشان کمک می‌کند. مانند ما به سفر می‌روند و در این مسیر، هویت‌ها و معانی جدیدی کسب می‌کنند.

فرهنگ مادی چیست؟

ما در شبکه‌ای از اشیا مادی زندگی می‌کنیم. برخی از آنها ممکن است مورد توجه ما قرار گیرند اما بسیاری از اشیا که برای ساختن جهانمان از آنها استفاده می‌کنیم و ما را به‌عنوان بشر در زندگی روزمره شکل می‌دهند، مغفول می‌مانند.

اشیا روزمره

روز خود را چگونه آغاز کرده‌اید؟ ممکن است مانند من با صدای زنگ ساعت رادیو، در یک دست فنجان چای و در دست دیگر کاسه شیر و غلات شروع کرده باشید. این اشیا؛ ساعت، فنجان، کاسه، اشیا عادی‌ای هستند، هر روز از آنها استفاده می‌کنم و خیلی کم به آنها فکر کرده‌ام. با این حال آنها تعیین می‌کنند به عنوان نوع بشر چه کسی هستم (هم از نظر جسمی و هم از نظر اجتماعی) و این اشیا خط اتصال فیزیکی بین من و جهان پیرامون هستند. در حالی که این اشیا توسط کارخانه‌های انسانی تولید شده‌اند، به نوبه خود مرا به‌عنوان مصرف کننده‌شان شکل می‌دهند. آنها در تعاملات وسیعی بین من و سایر اشیا و افراد واسطه می‌شوند، در حالی که خودشان بخشی از جهان فیزیکی مرا می‌سازند. مثلاً وقتی یک فنجان چای درست کرده و صبح برای یکی از اعضای خانواده می‌برم، این فنجان واسطه‌ای بین رفتار مراقبت و عواطف است. سال‌ها استفاده مشابه از فنجان‌ها یعنی دست من به این شکل و حس کردن فنجان عادت کرده است، به راحتی و با سرعت این کار را انجام می‌دهم بدون آنکه وقتی با عجله راه می‌روم به تعادل آن وقتی بین انگشت شست و انگشت سبابه است فکر کنم. به‌علاوه این اشیا مملو از معناهای نمادین و خاصی در جامعه‌ی ما هستند که به افراد دیگر در فرهنگ من اجازه می‌دهد تا مرا از طریق همین اشیا «خوانش» کنند. موج رادیویی که گوش می‌کنیم، طراحی فنجان و مارک غلات داخل کاسه، همگی نشان می‌دهند من از نظر اجتماعی چه کسی هستم و همه‌ی اینها در معرفی من به همکاران، دوستان و خانواده مشارکت دارند.

اشیا شاهدی بر امکانات مهیج ذاتی در فرهنگ مادی هستند و بیش از پیش پژوهشگران نسبت به معنای اشیا چه آنهایی که توسط انسان ساخته شده و چه آنهایی که طبیعی هستند و نسبت به توانایی اشیا در «گفتگو» با ما و مخاطب قرار دادنمان آگاه هستند. علاوه بر این در فرایند چرخه‌های زندگی و داستان گویی، اشیا با ما درباره‌ی کسانی که آنها را ساخته، از آنها استفاده کرده، مالک آنها هستند سخن می‌گویند.

References

Friedel, R. (1993) ‘Some matters of substance’ in Lubar, S. and Kingery, W.D. (eds) History from Things: Essays on Material Culture, Washington DC and London, Smithsonian Institution Press, pp. 41–۵۰٫

Herman, B.L. (1992) The Stolen House, Charlottesville, University Press of Virginia.

https://www.open.edu/openlearn/history-the-arts/visual-art/introduction-material-culture/content-section-1

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *