آخرین باری که اقتصاد مانند امروز فلج شد، چه زمانی بود؟ درس‌هایی برای امروز از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

کریس میلر، نیویورک تایمز، ۹ آپریل ۲۰۲۰، مترجم: شایسته مدنی، ۱۰۰۰ کلمه

توضیح مترجم: کریس میلر، در زمینه‌ی تاریخ روسیه، اقتصاد سیاسی و سیاست خارجی تحقیق می‌کند. او نویسنده دو کتاب است؛ «پوتینومیک: پول و قدرت در احیای روسیه» (۲۰۱۸) و «تلاش برای نجات اقتصاد شوروی: میخائیل گورباچف و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی» (۲۰۱۶)

کرکره‌ی مغازه‌ها پایین کشیده شد. میلیون‌ها کارگر اخراج شدند. تجارت از هم گسیخت. زنجیره‌ی تولید و توزیع قطع شد. قرنطینه‌ی تحمیلی برای کاهش گسترش ویروس کرونا، به اقتصاد جهانی ترمز زد. چین، نخستین کشوری که از کووید ضربه خورد، شروع به بیرون آمدن مجدد از دوران تعطیلی‌اش کرده است. ایالات متحده و اروپا، چند هفته پیش رو دارند تا به حالت عادی بازگردند، هفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که در آن هزینه‌های پاسخ به کروناویروس روی هم انباشته خواهد شد.

این بحران اقتصادی به دلیل دگرگونی چرخه‌ی تجاری یا وحشت مالی طبیعی نیست. پیش از قرنطینه، بیشتر شاخص‌های اقتصادی نسبتاً درخشان به‌نظر می‌رسید. چین موفق شده بود انتشار ویروس خارج از مرزهایش را متوقف کند، ووهان احتمالاً عطسه می‌کرد اما اقتصاد جهانی به این سرماخوردگی کشنده دچار نشده بود.

اگر این یک بحران اقتصادی عادی نیست، پس چیست؟ به گفته‌ی بسیاری از سیاستمداران و مفسران این یک جنگ است، البته مبارزه علیه کشور رقیب نیست، علیه گونه‌های رقیب است. با این حال استعاره‌های نظامی در توضیح مسائل اقتصادی چندان معنادار نیستند. در طول جنگ، کشورها اقتصاد خود را بسیج می‌کنند تا تجهیزات نظامی بیشتری تولید کنند، ما در حال تعطیل کردن اقتصادمان هستیم تا هر چه کمتر تولید کنیم.

چقدر کمتر؟ گلدمن ساکس تخمین می‌زند اقتصاد ایالات متحده، ۳۴ درصد از تولید کالا و خدماتش را از ماه آپریل تا ژوئن در مقایسه با مدت مشابه در سال ۲۰۱۹ خواهد کاست. در فعالیت اقتصادی، این یک سقوط سنگین است که باعث می‌شود رکود بزرگ، خفیف به‌نظر برسد، هرچند امیدواریم چندان به درازا نکشد. نمونه‌های اندکی شبیه این یخبندان وجود دارد. کولاک می‌تواند باعث کاهش تولید مشابهی شود، اما اثر آن برای چند روز باقی می‌مانند، نه چند ماه. همه‌گیری آنفولانزا در سال ۱۹۱۸-۱۹۱۹ منجر به قرنطینه شد، اما به گستردگی آنچه امروز می‌بینیم نبود.

اما شاید یک نمونه‌ی خوب از اقتصادی که بسیار سریع فلج شد وجود داشته باشد: در سال ۱۹۹۰، اتحاد جماهیر شوروی یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان را داشت. تحلیل‌گران داخلی و خارجی عموماً فکر می‌کردند این اقتصاد پایدار است اما در واقع ناکارآمد و ضعیف بود. حزب کمونیست مانند چسب، اقتصاد را در کنار هم نگه داشته بود، به همراه ۱۵ جمهوری که اتحادیه را ساخته بودند. اما در سال ۱۹۹۰ حزب به عفونت مبتلا شد، بحران مشروعیت به درجه‌ی همه‌گیری رسید. نفوذ آن از بین رفت، اقتدار رهبران قدرتمند منطقه‌ای زیر سوال رفته و کنترل آن بر اقتصاد شوروی تقریباً یک شبه از بین رفت. خیلی زود رهبران ضدکمونیست قدرت را در دست گرفتند.

این امر باعث شد طوفانی اقتصاد شوروی را بر هم بزند و این کشور را یک دهه معلق کند. در غیاب دستورات دیکتاتوری حزب کمونیست، صنعت، دستورالعملی برای پیروی کردن نداشت. کارخانه‌های فولاد فروش فولاد به کارخانه‌های خودروسازی را متوقف کردند، بنابراین تولید خودرو به شدت کاهش یافت. هیچ کالای مصرفی روی قفسه‌ها نبود و مصرف همه چیز به جز مواد غذایی اصلی متوقف شد. اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید و از آن کشور پیشین، ۱۵ کشور دیگر سر برآورد. رهبران این کشورهای تازه استقلال‌یافته با موانع تجاری مواجه شدند. جریان کار و ارتباطات حمل و نقل مختل شد. روبل که واحد پول اتحاد جماهیر شوروی بود به ۱۵ واحد پول مختلف تقسیم شد. اقتصاد سوسیالیستی «جهانی‌شده» تکه تکه شد.

تفاوت زیادی بین انحلال اتحاد جماهیر شوروی و فلج شدن ما بابت ویروس کرونا وجود دارد. اما شباهت‌های آشکاری نیز دیده می‌شود. پیوندهای تجاری به دلیل رکود اقتصادی از هم پاشیده است. با لغو پروازها و کشتی‌رانی، حمل و نقل مسدود شده است. شرکت‌هایی مانند اپل که رهبر ایجاد زنجیره‌های تولید و توزیع بین‌المللی بودند، دوباره به تکیه بر تولید در چین فکر می‌کنند.

اگر شرکت‌ها شیوه‌ی جهانی‌شده خود را برای تجارت کردن تغییر نمی‌دهند، شاید به دلیل اجبار دولت‌ها است. بسیاری از کشورها در حال اعمال محدودیت برای صادرات ماسک و دیگر ملزومات پزشکی هستند. تقریباً در یک سال آینده، جهان احتمالاً نخستین واکسن این ویروس را به دست خواهد آورد. خیلی ساده می‌توان تصور کرد هر کشوری که واکسن را درست کند، صادرات آن را ممنوع خواهد کرد تا زمانی که همه‌ی شهروندانش واکسینه شوند.

در واقع فقط ترامپ نیست که عقلانیت تجارت بین‌المللی را زیر سوال می‌برد. ایده‌هایی درباره‌ی خودکفایی ملی که مشاورانش از آن پشتیبانی کردند، مانند تجارت مشکوک که توسط پیتر ناوارو مطرح شد، روند اصلی‌تر را آغاز می‌کند. اتحادیه اروپا درباره‌ی اینکه آیا کالاهای پزشکی را می‌تواند فراتر از مرزهای این اتحادیه یا حتی به کشورهای دیگر داخل اتحادیه صادر کرد، بحث کرده‌ است. چین درباره‌ی تأمین تجهیزات پزشکی برای کشورهایی که نیاز دارند غلو می‌کند و روند احتکار ماسک‌ها را آغاز کرده است. تقریباً هر جایی که کروناویروس منتشر شده است، با خود نه تنها قرنطینه بلکه محدودیت تجاری نیز آورده است.

وقتی اقتصاد اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید، فاجعه به بار آورد. با بسته شدن مشاغل و بیکار شدن کارگران، اقتصاد روسیه در سال ۱۹۹۲ تا ۱۴ درصد تنزل کرد، کاهش حیرت‌انگیزی که ممکن است امسال در ایالات متحده و اروپا تکرار شود. (مقایسه کنید با سال ۲۰۰۸ که در آن بحران مالی شدید، تولید ناخالص ملی امریکا تنها سه درصد کاهش یافت.) برای شهروندان اتحاد جماهیر شوروی، هزینه‌ی انسانی این سانحه سنگین بود به طوری که امید به زندگی آنقدر کاهش یافت که به نظر می‌رسید بیماری جدیدی در حال نابودی مردم است.

امروز اگر بخواهیم زنده بمانیم، چاره‌ای جز قرنطینه شدن نداریم. کشورهایی مثل روسیه که تجربه‌ی کاهش دورقمی نرخ تولید ناخالص ملی را دارند، دریافته‌اند که نتایج این اتفاق خوب نخواهد بود. رکودهای وحشتناک با هزینه‌های انسانی همراه است. در ایالات متحده، ۶٫۶ میلیون نفر در یک هفته درخواست بیمه بیکاری کرده‌اند. انداختن همه‌ی موانع بر دوش تجارت و کسب و کار، درمان خشنی است که نمی‌تواند همه مشکلات را حل کند.

https://www.nytimes.com/2020/04/09/opinion/coronavirus-global-economy.html

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *